دو رباعی که هنگام خواندن آنها لبها بهم نمی خورند
هیچ کس در نزد خود چیزی نشد
هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ قنادی نشد استاد کار
تا که شاگرد شکرریزی نشد
و دیگری :
ای دیده،رخ نگار دیدن خطر است
ای دل این رشته کشیدن خطر است
هان تا نچشی ز ساغر عشق دگر
زنهار دلا،زهر چشیدن خطر است
نظرات شما عزیزان:

.gif)
برچسبها: شعرلب




















